بوی محرم
سلام مامان گلم. سلام عزیزتر از جونم.
امروز روز اول محرم بود. این اولین محرم من و بابایی هست. دوست داشتم اولین محرم باباییت کنارم بود. اما خوشحالم که امام رضا طلبیدتش و در جوار حرم اقاست.
خوش به سعادتش مامان.
خیلی دلم میخواست اول محرم سفره حضرت رقیه بدم. اما نشد. ایشالا نذر میکنم واسه صحیح و سالم اومدن شما عزیز دلم و اینکه زود زود خدا شما رو بهمون بده
اولین محرمت سفره بدم.
دعا میکنم به حق این محرم خدا شما و نسلت رو هم مثل بابایی عزیز از محبان اهل بیت و از صالحان خوب خدا قرار بده.
بابایی ارادت خاصی به اقا امام حسین دارند. و دوست داشتن اسم شما رو اگه ایشالا پسر بودی حسین بزارند یا ابوالفضل.
به امید خدا ایشالا هر چی خیر تو عزیز دلم باشه.
سال پیش همین موقع ها بابایی برای زیارت حرم اقا امام حسین طلبیده شدند . درسته قسمت نبود برن اما دلش همیشه با امامه.
خدایا قسمت میدم به این ماه عزیز مراد دل محبت مسعود رو بده. میدونی چی میخواد. از ته دلم ارزوی من هم هست. خدایا خودت به ابروی پدر و مادرش کارش رو درست کن.
فردا بابایی امتحان داره عزیزکم. ایشالا خدا کمکش باشه.
مسعودم به حق این ماه از صمیم دل بهترین ارزوها را برات میخوام.
عاشقانه دوستت دارم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بوی محرم
